دلسا آخرین پستهای وبلاگها

سر ظهری جستجو شده

سر ظهری جستجو شده مابین کلیه وب سایتها و وبلاگها به همراه لینک دسترسی به منبع آن.



خواب های بعد از ظهری

درخواست حذف اطلاعات

این خواب های لعنتی بعد از ظهری طوری اند که هم لذت دارند و هم روز آدم رو عجیب میکنن. مادر قلب اتمی مزخرف بود. روز خوبی نبود، به غیر از صبح و بارانش و از به بقیه اش جذاب نبود . راستی چرا اسم کتاب ازبه است ؟ صفحات کتابم جا به جا بود.. اول فکر کردم شیرین کاریه خود نویسنده است اما نه واقعا اشتباه شده بود . چه می دونم






خواب های بعد از ظهری

درخواست حذف اطلاعات

این خواب های لعنتی بعد از ظهری طوری اند که هم لذت دارند و هم روز آدم رو عجیب میکنن. مادر قلب اتمی مزخرف بود. روز خوبی نبود، به غیر از صبح و بارانش و از به بقیه اش جذاب نبود . راستی چرا اسم کتاب ازبه است ؟ صفحات کتابم جا به جا بود.. اول فکر کردم شیرین کاریه خود نویسنده است اما نه واقعا اشتباه شده بود . چه می دونم






خواب

درخواست حذف اطلاعات

دیگه من خواب بعد از ظهری رو دارم که اختیاریه... شاید اصلاً وقت نکنم بخوابم اما یه روزم مثل امروز که سرم درد میکنه راحت تصمیم میگیرم بمونم خونه فقط برای اینکه بخوابم تا خوب شم.... خواب مهم نیست...این مهم که اختیارش دست خودمه وگرنه با آرامشش خیلی وقته نیست






خلوتم را خلوت کن !

درخواست حذف اطلاعات

تو که امدی دلم را نسپردم به چشت دلِ من ت و سرد چشم تو شَر و شلوغ راستش ترسیدم این زنِ پیر و کهنسال دلم بشود سر ظهری بزند توپ چشت را بدرد !!!






به زعم حافظه ام چهار بهار گذشته است

درخواست حذف اطلاعات

بیست و هشت فروردینی....وسط ظهری...توی کوچه ای...منی و تویی و بوسه ای.






طمع

درخواست حذف اطلاعات

شنیدین میگن از نخورده بگیر بده به خورده؟؟؟؟ حالا وصف ما و رئیس جانمان هستش. بنده خدا خیلی نرم نرم داره مبخوره و میچاپه و البته اینم بگم ک نمازشم سر وقته هااااا دیروز بعد از ظهری بعد از چند ماه پرفراژ حقوقی ماه های قبل رو داده دستم. طبق صحبتای قبلی یه مبلغی رو برای حقوق ثابت و پایه توافق کردیم. اما تو برفراژ از اون مبلغ کمتر ثبت کرده و ...






شصت و پنج

درخواست حذف اطلاعات

کسر ظهری سهم هجرک...نفد صبری بعد عمرک+ تزورونی+ اینما تذهب اذهب :) * شاید کمی بی ربط !






جک خوردن پیاز

درخواست حذف اطلاعات

دیشب ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻮ ﮐﻮﭼﻪ ﺳﻄﻞ ﺁﺷﻐﺎﻟﻮ ﺧﺎﻟﯽ ﮐﻨﻢﭼﺸﻤﻢ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺻﺤﻨﻪ ﯼ ﺩﺭﺩﻧﺎﮎﺑﻐﻀﻢ ﮔﺮﻓﺖظهری ﮐﻪ ﻣﻦ ﺧﻮﻧﻪ ﻧﺒﻮﺩﻡبا ناهار پیاز ﺧﻮﺭﺩﻥﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﮕﻔﺘﻦ






داستان

درخواست حذف اطلاعات

کله ظهری تو اتاقم و دراز کشیدم و تند تند مسیج های تبلیغاتی برام میاد و هنوز دلم پیش شاهرخ میرزای کتابخونه مونده! همون که اگه تو تاریخا یادتون باشه شاهزاده ی افشاری بود و نمی دید. تمام وقتم شده داستان! همین الان صدای حسین وی داستان شب تو گوشمه.






ای ساربان؛

درخواست حذف اطلاعات

ای ساربان ای ساربان؛ آرام از دشت لاله ها بگذر مبادا خلوت عاشقان را برهم زنی و شاپرکها را بیدار کنی. نگاه کن و گاه تفسیر کن منطق زیبایی را و حس کن عشق را و ببین با حسرت و درد قربانی شدن عشق و دریای معرفت و ناله کن در ظهری پر از نفرت و کینه با سوز و درد به یاد عشق کودک شش ماهه ی تشنه لبی که او آن را با دست های پر سخاوتش حمل کرد و بارانی از اش...






و تو چه میدانی شیفت شب یعنی چه؟

درخواست حذف اطلاعات

همانا بزرگترین نعمت خدا سلامتی نیست... بزرگترین نعمت خدا اینه که کار شیفتی نداشته باشی... یعنی حاضرم از گردن به پایین فلج باشم ولی یه کار روتین صبح تا بعد از ظهری داشته باشم.






برو دامن از هر چه جز اوست برچین...

درخواست حذف اطلاعات

أنا لست أطلب منک مولای الرضا ......... غیر الرضا أیخیب مهموم دعاک عندی ذنوب أثقلت ظهری وفی ............. قلبی سواد لیس یجلوه سواک أو لست من ضمن الغزال برأفة .... یوم استجارت یابن موسى فی حماک إن لم أکن لرضاک أهلاً سیدی ........... فبحق أختک فاطمٍ هبنی رضاک






دلتنگی

درخواست حذف اطلاعات

وای خدا این هنر اصلا تموم نمیشه اصلا!!به خدا خیلی رو مخمه شنبه هم باید تمومش کنم من هنوز هیچی تمومش نکردم خیلی سخته خیلیامروز امتحان از کل درسو داشتیمخوب دادمدلم برای صدیقه تنگ شدهدلم درد میکرد تو کلاس موندم منو یلدا و لاله هر کدوم به بهانه ای بعد من  چون دلم درد میکرد یک کفشمو کنده بودم همون جوری رفتم رو صندلی خانم نشستم لاله دید تع...






جرم تأهّل

درخواست حذف اطلاعات

تو هوای گرم، لخ و لخ می کشیدم و می رفتم... طرف حال و احوال نپرسیده می گه: خوب عوض زن، می دادی یه ماشین می گرفتی که اینجور سر ظهری عرق نریزی!!! خخخخخخ هیچی دیگه الان به زنم دارم به چشم یه مجرم بالفطره نگاه می کنم!!!






اعتماد ...

درخواست حذف اطلاعات

اعتماد به نفس یک حرف غلطی است،مال ما نیست. اعتماد به خدا درست است ما نفسی در کارمان نیست. نفس چیست که بدان اعتماد کنیم؟ نفسی که هرلحظه در یک حالت متغیر است! فقط اعتماد به خدا مهم و مطرح است! پس.نوشت: به قول رفقا اسی بود سر ظهری رسید به دلمان نشست، خواستیم زکاتش را بدهیم، گذاشتیم در وب لاگ!






سایه

درخواست حذف اطلاعات

به دری فکر می کنم که باز بود و سایه تو از بعد از ظهری های آفتاب روی دیوار راه می رفت به کاه هایی که لای درزهای دیوار بودند و تو سایه ات را کشان کشان روی آنها می بردی و به آدمهایی که مثل تو سایه شان افتاده روی در روی دیوار من چرا فقط باید سایه تو را به یاد داشته باشم؟؟؟






سرمایه

درخواست حذف اطلاعات

همین الانِ  الانا دلم امام حسین می خوادنهنهکربلا نهاونجا رو نمی گمامام حسین می خواد دارم اهنگی گوش میدم که حامد زمانی واس حضرت علی ع و حضرت زهرا س خوندهنماز ظهری از حضرت معصومه س عیدی خواستمنیمه شب با امام زمانم و امام صادق ع صوبت کردمحرف چند دقیقه کلیپ پیش استاد رائفی پور واس حضرت عباس ع تو ذهنم برجسته نشستهاز امام رضا ع و شرمندگ...






شنبه سی دی

درخواست حذف اطلاعات

ظهری داشتم آن شعر سایه که برای شهریار نوشته بود را می خواندم... همان که یک جایش می گوید از کنار من افسرده ی تنها تو نرو ... دیگران گر همه رفتند خدا را تو نرو . بعد جواب شهریار را خواندم که نوشته بود سایه جان رفتنی استیم بمانیم که چه !؟ اشک بود که حلقه زد توی چشم هایم ... اشک هایی که سرریز نشده در چشم هایم خشک شدند ...






سر ظهری

درخواست حذف اطلاعات

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید






ادبیات

درخواست حذف اطلاعات

درود بر دوستان ============== «آبشار» طبع من از غبار کینه، دیوارهای بلند، چهارپایه ی واژگون، آسمان سیاه، خورشید رنگ پریده، چون سدی فقیر می خشکد و ناگاه در سحری خواب زده شبی بی وقت یا ظهری وحشی آبشارهای مشهور جهان و پلیکان شیشه ای جوهر را با تراوشی توفانی انگشت به دهان نگه می دارد طبع من!






غزلی جدید

درخواست حذف اطلاعات

سینه ام تا سنگهای صبوری خورده است = مثل آنکه شربتی از تلخ قوری خورده است تا مرا این مردم شهر دیده اند،گفتند که: = حسرت از یک روزهای سخت دوری خورده است یوسف من...حالی از یعقوب پیر خود بپرس! = پیرمرد هی غصه ها در فصل کوری خورده است من که در شرق نگاه ی تو نشستم،شانه ام = بادهای سرد نیشآبوری خورده است با طلوع ماه روی تو، روی اشتباه = مفتی شهر ر...






اندر احوالات لایف ... !

درخواست حذف اطلاعات

سر ظهریبوی کیک پسته و کشمش که نمیدونم مال کیه تو راهرو اداره پیچیده ... ! صدای استاد افتخاری ...و ... خوابی که در چشمهای من نبود !سر درد + ذهن مشغول برای قسط های عقب افتاده ام !چایی میگن خوبه واسه سردرد اما تو اداره که قحطی اومده !






آغاز سال تحصیلی جدید (95)

درخواست حذف اطلاعات

امسال من در مدرسه ای که بچه های بزرگ هم اونجا میرن قراره درس بخونم یک هفته صبحی و یک هفته بعداز ظهری، مدرسه ای در رشت که امیدوارم مثل مهدکودک قبلیم (ستارگان دانش) بتونم دوستای خوبی پیدا کنم.






خوابم میاد

درخواست حذف اطلاعات

خوابیدم رو تخت مامان بابا... اپی لا سیرن بودم ظهری... ینی اول بعد از کار رفتم خونه مامان اینا واسه آبان غذا گرفتم که شیفت بود ، توی راه یهو دری و جک رو دیدم و همین طوری دنبالم تا دم اداره آبان اومدن و یکم حرف زدیم... بعدش سریع رفتم اپ ی لا سیون و حسابی راحت شدم و حس تمیزی بهم دست داد، بعدش اومدم خونه ی مامانم اینا یه دوش حسابی گرفتم و با یه ...






توهم زلزله بعد از زلزله!

درخواست حذف اطلاعات

زنداییم ساعت 15:06دیروز این پیاما رو تو گروه خانوادگی گذاشت:زلزله اومدددددبزنین بیرونننه میگه وعلیمن نفهمیدمپیامای داییم چند ساعت بعدش:علت زلزله بعد ظهری که طیبه گفت ...گوشی مادرم رو ویبره بود .زیر بالشت بوده ..یهو گوشی زنگ میخوره .مادرم خواب بوده داد میزنه زلزله.طیبه هم الفرار.ماجراهایی داریم با زلزله!!!تو خوابگاه که موتور خونه روشن ...






توهم زلزله بعد از زلزله!

درخواست حذف اطلاعات

زنداییم ساعت 15:06دیروز این پیاما رو تو گروه خانوادگی گذاشت:زلزله اومدددددبزنین بیرونننه میگه وعلیمن نفهمیدمپیامای داییم چند ساعت بعدش:علت زلزله بعد ظهری که طیبه گفت ...گوشی مادرم رو ویبره بود .زیر بالشت بوده ..یهو گوشی زنگ میخوره .مادرم خواب بوده داد میزنه زلزله.طیبه هم الفرار.ماجراهایی داریم با زلزله!!!تو خوابگاه که موتور خونه روشن ...






ادامه ی موضوع شه در قرآن (2)

درخواست حذف اطلاعات

ادامه ی موضوع شه در قرآن (2) :  ... ، انّه فکّر و قدّر ، ... . (1) سلام علیکم ، شب بخیر . بعداز ظهری کمی خو دم و دیدم حالا که خوابم نمیاد (2) بحث شه در قرآن رو پیگیر بشم . شه :  زیرنویس : 1 - سوره ی مدّثر .  2 – البته اگه برم بخوابم طبق معمول خوابم می بره ، یعنی بی خو به سرم نزده ، بلکه بقول آرلوند در پاسخ به رییس جمهور ، راحت می خوابم . 






حضرت عباس

درخواست حذف اطلاعات

سبک: یوم الاربعین خورشید علقمه ماه مدینه ریزد در ماتمت اشک سکینه در خون نشستی، پشتم شکستی الآنِ اِنکَسَر ظَهری یا عباس ای شیر بیشه ی مولی الموالی بنگر طفلان همه با جام خالی چشم انتظارند، سقا ندارند  الآن انکسر ظهری یا عباس   طفلان را بر جگر داغ لب تو اطراف خیمه ی بی صاحب تو  تو بر روی خاک، با جسم صد چاک الآن انکسر ظهری یا عباس   دیشب ...






دلم برایت دیگر تنگ هم نمی شود

درخواست حذف اطلاعات

می دانی چقدر خودم را کوچک کردم می دانی چقد رخم شدم تا با تو حرف بزنم دلم برایت دیگر تنگ هم نمی شود فقط گاهی بدجور دلم هوایت را م یکند آنقدر نزدیک که منتظرم ظهری عصری جایی ناگهان از روبرویم ظاهر شوی ناگهان تو را د رخیابان ببینم گاهی خیابان های زیبای قدم زدنی را که میبینم دلم عجیب هوای قدم های هماهنگت را می کند دلم عجیب خیابان را با تو م...






عروسی تو عروسی

درخواست حذف اطلاعات

سلامامشب عروسی یکی از پسر عمه های الف... تو اصفهان... پنج شنبه هم عروسی یه پسرعمه دیگه اشه... الف ظهری با اتوبوس رفت  اصفهان... من و نوا بنا بود چهارشنبه با هواپیما بریم چون من فردا عصر کلاس دارم ولی از اونجایی که جمعه عروسی دختر دایی منه و یه جورایی باید جمعه صبح برمی گشتیم دیگه رفتن ما کنسل شد و بنا شد الف ماشین نبره و جمعه صبح هم با اتوب...






عروسی تو عروسی

درخواست حذف اطلاعات

سلامامشب عروسی یکی از پسر عمه های الف... تو اصفهان... پنج شنبه هم عروسی یه پسرعمه دیگه اشه... الف ظهری با اتوبوس رفت  اصفهان... من و نوا بنا بود چهارشنبه با هواپیما بریم چون من فردا عصر کلاس دارم ولی از اونجایی که جمعه عروسی دختر دایی منه و یه جورایی باید جمعه صبح برمی گشتیم دیگه رفتن ما کنسل شد و بنا شد الف ماشین نبره و جمعه صبح هم با اتوب...






الان ان کسر ظهری

درخواست حذف اطلاعات

گفتند قراره سردار حاج قاسم سلیمانی بیاد برای تشییع پیکر شهید الله دادی!گفتم او....اینجا؟تو این موقعیتخیلی تعجب کردم ...بالاخره سردار اومد فکر کردم تشیع میکنه میره ولی نه ...• وایساد نمازخوندن بعد خاکسپاریاومد جلو قبر • گفت میکروفن دادیم دستش شروع کرد زیارت عاشورا خوندن.....جمله اول راکه خوند دیدم سرشو گذاشته رو تابوت خیلی گریه میکرد...