دلسا آخرین پستهای وبلاگها

داستان من....

پست داستان من.... نمایش داده شده از وبلاگ مرجع با لینک منبع.



داستان من....

درخواست حذف اطلاعات

تصویر مرتبط


وقتی کفاشتو درمیاری


ساعت6 صبح یواشکی میری ساحل


با ترس و وحشت از خانوادت


بعدش اروم قدم برمیداری به دوقدم نمیرسه که بابات صدات میزنه


.کجا میری؟


.هیچ جا بابا میخوام برم دستشویی


خودمم از دروغم شاخ دراوردم


ولی بالاخره اجازه میدن


اونا به سمت اسکله و من روی شنای خیس ساحل


صدف ها توی بغلم و عشقمیکنم


از این همه ارمش خدادادی