دلسا آخرین پستهای وبلاگها

روزگار..

پست روزگار.. نمایش داده شده از وبلاگ مرجع با لینک منبع.



روزگار..

درخواست حذف اطلاعات

امروز هوای اصفهان گرفته و ابریه ، پرده ها رو کنار کشیدم و کتاب خوندم. 

بخاطر کلاس محمد ، جلسه ی پاراگراف رو نمیرم ، اما طبق عادت روزانه کتاب رو خوندم و نکات مهم رو انتخاب کردم . 

هر چند در طول کلاس امین و شادی خیلی حرف میزنند و من بیشتر سکوت میکنم ، اما همیشه سعی کردم آماده باشم .  

جو شاعرانه پاراگراف با شعر های آرمان و الهه جون میگیره و  فرید و ویدا بیشتر بحث روانشناسی میکنن. 

هفته ی پیش موسیقی آرامبخش پاراگراف رو من انتخاب کردم و البته خیلی دلم میخواست از دکلمه های شاه عباس براشون بزارم تا گوش کنن و لذت ببرند ، هر چند خودم مدتهاست بهشون گوش نکردم، اما فرصتی پیش نیومد. 

تعطیلات این چند روز رو به گشتن و معرفی اصفهان برای محمد گذشت . مسجد شیخ لطف الله رو شیک لف الله میگه و کلی من و همسر از حرفاش ذوق زده میشیم. 

احساس میکنم محمد بزرگ شده ، درک و فهمش بالا رفته و مدام ازم سوال می پرسه و خیلی حواسش به حالم هست . 

دیشب ازش پرسیدم مامان شبیه چه حیوونیه ؟ گفت وقتی می خندی شبیه پروانه یا اسب سفیدی ، اما وقتی ناراحتی شبیه جغدی :)

هنوزم تو کف حرفاشم :))

جلسه مشاوره این هفته بخاطر تعطیلی دیروز به هفته بعد موکول شد ، دوست دارم با مولود حرف بزنم و از راهکارهاش استفاده کنم .

همسر بعد از بیماری سختم، بیشتر مراقبمه ، اون دوران مرخصی می گرفت و کنارم میموند ، اما من قوی تر از اونی هستم که بمیرم. شاید همین موضوع باعث شده تا الان بهتر در کم کنه ، بیشتر کمکم کنه و نگرانم باشه . 


خدایا امیدم به توست و بابت نگاه گرمت ممنونم .