دلسا آخرین پستهای وبلاگها

در حوالی ماه

پست در حوالی ماه نمایش داده شده از وبلاگ مرجع با لینک منبع.



در حوالی ماه

درخواست حذف اطلاعات

تصویر غروب از تبیان




زلال بود


شناسنامه اش


از آب های بهشت


سهمی داشت


و پشت خانه ی ابر ها


زندگی می کرد


از آغاز خاکستری زمین


چیزی می دانست


از انتهای گس زمان


باخبر بود


پل دست هایش


به آن سوترین گوشه ی سرنوشت می رسید




نجیب بود


و در حوالی ماه


خانه داشت


نگاهش


عصاره ی دنیا بود


نگاهش


ادامه ی آسمان بود


در انحنای مژه هایش


چیزی شبیه معجزه داشت


مسیر مهربانی را می شناخت


سخاوت باران را می شناخت


دلش


برای غنچه های سربه زیر می گرفت


دلش


برای لاله های زخمی می گرفت


سکوتش


طعم مکرر حرم داشت


و حریر صدایش ...




نجیب بود


و در حوالی ماه


خانه داشت


نمازش را در ابتدای آفرینش نور می خواند


در بسم الله آفتاب


یاس های سلامش را


به کوچه می آورد


وشقایق های لبخندش را


به سیاره ی آبی می بخشید


و با روشنی دشت


همسفر می شد


وبرای جاده های دور


دعا می کرد


و برای جالیزهای تشنه


دعا می کرد


وبه احترام کاج های پیر


می ایستاد


و به احترام دیوارهای کاهگلی


می ایستاد


وپریدن را


به بازهای جوان


می آموخت




زلال بود


غروب ها


به حوالی ماه


برمی گشت


و انارهای پشت خانه را


مادرانه


نوازش می کرد


و دانه های سبز تسبیحش را


به گنجشک های خسته می بخشید


و پشت تکه های ابر


آرام می گرفت


وبرای دشت های سوخته


نگران می شد


و برای جالیزهای تشنه


نگران می شد


و برای بازهای جوان


دلواپسی می کرد




نجیب بود


و در حوالی ماه خانه داشت


و شناسنامه اش


از رودخانه های بهشت


سهمی داشت