دلسا آخرین پستهای وبلاگها

افسانه اَمیل و مَمیل(amil & mamil)

پست افسانه اَمیل و مَمیل(amil & mamil) نمایش داده شده از وبلاگ مرجع با لینک منبع.



افسانه اَمیل و مَمیل(amil & mamil)

درخواست حذف اطلاعات


یکی از متل هایی که در شب چله و در ضیافت کرسی بزرگترها برای کوچکترها نقل می کنند داستان دو پسر سرما ( چله بزرگ و چله کوچک ) و مادرشان در زمستان است.

  امیل و ممیل دو برادر زمستانی هستند و دو نفس دزد و آشکار دارند. "امیل" برادر بزرگتر و دارای نفس "دزد" روز چهل و پنجم زمستان در اثر سرمای زیاد هویدا می گردد و "ممیل" برادر کوچکتر دارای نفس "آشکار" روز پنجاه و پنج زمستان که هوا کمی بهتر می شود خود را نشان می دهد .چهل روز که از زمستان می گذرد "امیل" (چله بزرگ) به کوه می رود و زیر سنگ سیاه و بزرگی می نشیند. در این موقع سنگ سیاه بر روی او می افتد و "امیل" قادر به بلند کردن سنگ و بیرون کشیدن خودش نیست. پس همانطور زیر سنگ می ماند.پس از سپری شدن پنجاه روز از زمستان "ممیل" (چله کوچک) بفکر برادرش می افتد و پیش خود می گوید نکند در کوه برای برادرم "امیل" اتفاقی افتاده باشد؟ از این رو برای پیدا کردن برادر خود به کوه می رود.در این زمان (روز چهارم تا شانزدهم بهمن ) طبق باور مردم هوا خیلی سرد می شود که آن را "ششله شش" (shashela_ shash )می گویند. یعنی تلاقی بین شش روز بعد از رفتن "ممیل" به دنبال برادرش که این دوازده روز هوا بسیار سرد می شود.  

  

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]