دلسا آخرین پستهای وبلاگها

مادرانه عاشقانه

پست مادرانه عاشقانه نمایش داده شده از وبلاگ مرجع با لینک منبع.



مادرانه عاشقانه

درخواست حذف اطلاعات

گفتی سکوت را بشکنم و آنوقت باید که بشنوی ز لبم: مادر این آخرین شکستنی ­ات شد، دنیای غصّه، غصّه­ی بی آخر مادر سکوت ِ روز و شبم را مُرد در هق هق ِ مداوم و آهسته مادر که رفت روز و شبم یعنی: یک انجماد ِ ممتد و پیوسته سردم، شبیه سنگ ِ مزارت سرد افتاده ام به پای مزارت زرد پاییز زرد ِ زرد و زمستان زرد رفتی و بی تو باغ و بهارت زرد قلبم گل ِگلایل ِ بی رنگی­ست که پای خاک ِ سرد ِ تو جان داده قلبی که روی سنگ تو حک کردم قلب ِ مرا گرفته / تکان داده تقدیر ِ من همیشه همین بوده در ازدحام ِ مرگ و فراموشی عادت به روزهای پر از تشویش عادت به لحظه لحظه­ی خاموشی هر پنج شنبه چشم ِ تو در راه است در یک بهشت ِ گمشده­ی مغموم هر وعده در کنار تو می آیم با شمع و عود و یک گل پر مفهوم قرآن و رحل و مهر ِ نمازت را با بغض روی خاک ِ تو می چینم این مهر بوی روی تو را دارد بعد از خدا تو مذهب و آیینم مادر خدای عشق، خدای درد دنیا همیشه پیش ِ تو کم آورد گرچه نبوده در خور و در شأنت بگذر از این قصور، به من برگرد این پنج شنبه حال بدی دارم وقتی که دیدن ِ تو میسّر نیست گل های روی خاک تو می فهمند پژمردگی ِ لحظه­ی "مادر نیست"

سراینده:آمنه نقدی پور