دلسا آخرین پستهای وبلاگها

مصاحبه وزین با آمنه نقدی پور

پست مصاحبه وزین با آمنه نقدی پور نمایش داده شده از وبلاگ مرجع با لینک منبع.



مصاحبه وزین با آمنه نقدی پور

درخواست حذف اطلاعات
مصاحبه با آمنه نقدی پور مصاحبه با آمنه نقدی پور شاعر و نویسنده ­ی اصفهانی در 20 بهمن 1396

-خودتان را معرفی کنید؟

: آمنه نقدی پور هستم، متولد 1367، کارشناس ادبیات، ساکن یکی از شهرهای اصفهان، و نویسنده ی پنج مجموعه شعر چاپ شده و چهار دفتر شعر چاپ نشده و دو داستان بلند

-از بید و مجنون شروع کنید؟ چه انگیزه­ ای باعث شد به نشر این اثر بپردازید؟ برخورد اطرافیان با "بید و مجنون" چگونه بود؟

:کتاب اولم "بید و مجنون" شامل شعرهای 12 تا 17 سالگی من هست، که موفق شدم در سن 17 سالگی به حوزه چاپ برسانم، عده­ ای سعی کردند پشیمانم کنند و مدام نجوا می کردند که آمنه نقدی­ پور زود اقدام به چاپ کتاب کرد، اما من خیلی خوب به حد و سطح شعرهایم واقف بودم و اصلا معتقد نیستم که شاعران نوجوان یا جوان در اوج پختگی و فخامت شعری مجموعه ی شعر منتشر کنند و این یک باور غلط هست چون یک هنرمند هرگز به کمال و پختگی محض در شعر دست پیدا نمی­کند، متاسفانه معدود شاعرانی هم هستند که در سنین میانسالی و کهولت آثار سخیف و بی­ محتوایی را ارائه می­ دهند، یک اثر اگر فاخر باشد و حرفی برای گفتن داشته باشد مهم نیست در چه برهه­ ای از زمان منتشر شود. کتاب "بید و مجنون" متناسب با سن آن زمانم و حتی بنا بر فرمایش برخی از اساتید ادبیات فراتر از سنی که این مجموعه را ارائه دادم بود. و امّا انگیزه­ ی من برای چاپ "بید و مجنون" تنها و تنها شعری بود که برای پدر بزرگوارم در این مجموعه سروده بودم.

-آیا کتاب "بید و مجنون" نقطه عطف آثار هنری شماست؟

: این مجموعه استارت خوبی برای زندگی هنری من شد و باعث شد جدی ­تر با شعر و ادبیات برخورد کنم، اما نقطه عطف آثار من کتاب "معراج خون" است چون باعث پیوند و اتصال من به هدف اصلی ام شد.

-از کتاب دومتان بگویید؟

: بر خلاف کتاب اولم که جاهای زیادی معرفی و مطرح شد، که آن هم منجر به فضاهای رقابتی زیادی برای من شد، خیلی ­ها سعی کردند کتاب دومم را انکار کنند، که خوشبختانه کتاب دومم"خفته ای بر مزار عشق" در جشنواره دانشجویی در همان ابتدای امر، عنوان برترین کتاب دانشگاه ­های اصفهان را از آن خود کرد و این امر مهر بطلانی شد بر انکار کسانی که سعی در نادیده گرفتن این مجموعه داشتند.

-آیا تا به حال به کناره گیری از شعر فکر کرده اید؟

: نقدهای بی­ شماری که از کتاب اولم شد بزرگترین انگیزه من در زندگی هنری ­ام شد، آن نقدها به هر منظوری که بود ولی جایگاه و ارزش شعرهایم را به من گوشزد کرد، زیرا در آن وهله کتابهای زیادی وارد بازار نشر شد و کتاب­ های من جزو معدود کتاب هایی بود که درباره شان صحبت، بحث، نقد و بررسی­ های زیاد شد و این امر حاکی از اهمیت اثر من بود و این انگیزه همیشه من را مشتاق و ترغیب می­ کند.شعر جزء لاینفک زندگی من است مثل نفس کشیدن همیشه با من خواهد بود.

-یک توضیح مختصر درباره دیگر کتاب هایتان بفرمایید؟

: کتاب سومم قسمتی از مجموعه ­ی "خفته ای بر مزار عشق" است که "آرزوهای بی هدف" نام دارد، این کتاب را به صورت الکترونیکی منتشر کردم، دوستانی که موفق به خوانش آن شدند به تاثیر گذاری شعرم اشارت­ ها کردند و عده ­ای از اساتید این اثر را شاهکار ادبی می­دانند، یک خاطره از این شعر به یادم آمد، 18 سالم بود که این شعر را سرودم به یاد دارم اولین باری که آن را در انجمنی خواندم با اینکه شعری 20 صفحه ای بود همه با اشتیاق گوش فرا دادند و بعد از اتمام شعر همه تشویق کردند و پرسیدند : شعر از کیست؟ گفتم نظر شما چیست؟ یک نفر گفت: پروین اعتصامی دیگری گفت: شاملو، دیگری گفت : قیصر امین پور و آن دیگری گفت: مولانا و نفر بعد گفت: سعدی و همین طور نام شاعران برتر ادبیات ایران را ردیف کردند و من اینجا بود که به ارزش و بهای این شعر پی بردم. وقتی به آنها گفتم این شعر با امضای آمنه نقدی­پور است همه متحیر شدند .کتاب چهارمم "یک­ جفت پای­دار" مجموعه ای از شعرهای اجتماعی و ترانه ­های من است که در سال 95 چاپ شد و شامل تعداد محدودی از شعرهایم بود که از سال 89 تا 94 سروده بودم. مجموعه کتاب "معراج خون" کتاب پنجم بنده و آخرین مجموعه­ شعر منتشر شده من­ می ­باشد ­و شامل­ شعرهای ­آیینی­ من ­است.

-اگر قرار باشد بهترین کتابتان را انتخاب کنید کدام است؟

:خوب واضح است کتاب"معراجِ­ خون" چون در حوزه­ ی شعر آیینی ست و من در مدتی که شعرهای این کتاب را می­ سرودم خویشتنم ­را­ در دست ­خداوند احساس­ می­ کردم.

رسول اکرم به حسان ابن ثابت گفت: زمانی که برای اهل بیت شعر می­ سرایی مؤید روح ­القدس هستی، روحی قدسی در شاعر شکل می­ گیرد که باید پاسدار او بود و شاعر باید مراقب باشد این رشته­ ی اتصال گسسته نشود. مهم ترین انگیزه ­ی من نشان دادن جایگاه بالای اهل بیت است، معتقدم هرکس می ­خواهد در راه اهل بیت علیهم ­السلام قلم در دست بگیرد باید رسالت خطیری که به او محول شده را درک کند و ارج بگذارد. شعر آیینی ترکیبی از عشق و احساس و معرفت است، معرفتی که وقتی با رگ و خون و پیوندهای شاعر آمیخته می شود، منجر به ­خلاقیتی­ بی­ بدیل­ و عرفانی ­می­ شود.

-اولین شعر مذهبی را در چه سنی سرودید؟

در سن سیزده سالگی شعری برای حضرت زهرا سلام الله علیه سرودم که در کتاب اولم چاپ شده، اما همان موقع متوجه شدم که برای سرودن از اهل بیت باید شفاف و زلال شد، باید تمام ناخالصی­ ها و زنگارها را زدود و با دل و جان و روحی صیقل یافته از مقام و شخصیت شامخ و برجسته اهل بیت سرود. و صد البته باید به زبانی محکم و فاخر در شعر رسید.بعد از آن جسته و گریخته شعر مذهبی می ­سرودم اما به نظر خودم بهترین و با کیفیت ترین شعرها را بر بالین مادرم سرودم وقتی مادرم در بستر بیماری بود و من از او پرستاری می­ کردم و او از اهل بیت برایم می ­گفت، آنجا بود که آن اتفاقی که سال­ها دنبالش بودم برای قلم و احساسم افتاد.

-چه شد که به شعر مذهبی گرایش پیدا کردید؟

: این را تا به حال جایی نگفته­ ام اما گفتنش خالی از لطف نیست و یک معجزه است که با چشمان خود شاهدش بودم، ترم سوم دانشگاه بودم بینایی ام را تقریبا می­ شود گفت داشتم از دست می­ دادم ، هر روز چشمانم ضعیف تر می ­شد، تا اینکه به درخواست مادرم به قرائت و ختم قرآن پرداختم و این مسئله هم زمان شده بود با پرستاری از مادرم، بر بالینش می­ نشستم و کلمات قرآن را با اینکه بسیار محو می ­دیدم، می­ خواندم به مرور ترتیل خوانی ­ام قوی و بسیار شیوا شد و مادرم از قرآن خواندنم لذت می ­برد و خیلی تشویقم می ­کرد، هر بار بعد از قرآن خوانی من، مادرم از ائمه برایم می­ گفت، و من با استناد به حرف های شیرین و روح افزای مادرم شعرهای مذهبی می­ نوشتم، این روند تا یکسال ادامه داشت، بعد از یکسال هم مشکل بینایی من به خاطر ختم قرآن برطرف شد و هم تعداد زیادی شعر مذهبی به دفتر شعرهایم اضافه شد. البته ناگفته نماند، سال­ها پیشتر از آن و درست زمانی که کتاب اولم را چاپ کردم عهد کرده بودم که هروقت زبان شعری­ ام استحکام لازم را پیدا کرد به شعر مذهبی روی بیاورم و خودم گمان می­ کنم چون این مسئله داشت فراموشم می ­شد، خداوند شرایطی را برایم فراهم کرد که عهدم را به جای آورم و این یک یادآوری بود، تا هم قدرتش را با چشمانم ببینم و هم معجزه اش را درک کنم. و اینجا بود که فهمیدم رسالت من چیست. وقتی شعرهایم را برای مادرم می خواندم مادرم می­گفت: حالا می­توانم با خیال راحت، بار سفر بسته و با دنیا وداع کنم، چون تنها آرزوی من اینست که فرزندانم در خط اهل­بیت باشند و منش دخترم فاطمی باشد.

-وقتی برای اهل بیت می ­نویسید چه احساسی دارید؟

: احساس می­ کنم به خودم تعلق ندارم و درست همان لحظه است که هستی و تمام وجودم را متعلق به دیگری می ­بینم، هر انسانی یک رسالتی دارد اینکه چنین رسالت خطیر و ارزنده­ ای به من محول شده، به من امیدی مضاعف می­ بخشد.

-آیا شما سراغ شعر می ­روید یا شعر سراغ شما می ­آید؟چقدر برای هر شعر وقت می گذارید؟

: شعر یعنی الهام الهی ، برای همین همیشه منتظر می­ مانم تا به من الهام شود. به ندرت پیش می آید که شعرهایم را ویرایش کنم و معمولا شعری که در کتابم ثبت می ­کنم همان شالوده اولیه ­ای ­است که بر صفحه می ­نگارم. و کتاب اولم گواه بر این مسئله است. چون قبل از چاپ این اثر نه استادی داشتم و نه محفل ادبی­ ای را می­ شناختم. معمولا وقت کمی می ­گذارم و این امر بستگی به اهمیت شعر دارد، برای شعرهای مذهبی­ ام وقت بیشتری می ­گذارم و با نهایت دقت ویرایش می کنم.

-آیا برای پیشبرد شعرهایتان از انجمن­ های شعر هم استفاده کرده اید؟

: به استناد صحبت­ های قبلم، من کتاب اولم را در شرایطی منتشر کردم که حتی یک دفعه هم به انجمن­ های شعری نرفته بودم و شاید باورتان نشود، حتی کتاب شعر و ادبیات هم تا آن زمان مطالعه نمی­ کردم، چون اصلا قرار نبود در این مسیر قدم بگذارم، و قبل از چاپ مجموعه­ ی شعر اولم به تنها چیزی که فکر نکرده بودم ورود به عرصه ادبیات و شعر بود، ولی ادبیات همیشه در کمین من بود، کتاب اولم را فقط برای ارائه شعر "پدر" که یکی از شعرهای "بید و مجنون" است چاپ کردم و قصد داشتم این کتاب اولین و آخرین اثرم باشد ولی خوب به مرور علاقمند شدم و افرادی که سر راه زندگی هنری من قرار گرفتند، هدف درست را به من تفهیم کردند.

-آیا شرکت در انجمن های ادبی را پیشنهاد می­ کنید؟

: همان طور که قبلا هم گفتم، من کتاب اولم را بدون مشارکت در انجمن های ادبی منتشر کردم، اما چون استعداد شعری نسبتا خوبی داشتم، کتاب تقریبا موفقی ارائه دادم، به نظر من در وهله­ ی اول باید استعداد شاعری خوبی داشت و در وهله ی دوم باید مطالعه و تمرین کرد، یعنی باید مشق شاعری کرد تا به شاعری مستقل تبدیل شد.خوشبختانه فضای شعر و ادبیات طوری هست که اگر شاعر در جمع­ ها حضور نداشته باشد ولی مطالعه و تمرین لازم را انجام دهد و سعی کند ادبیات و شعر و شاعران بزرگ معاصر یا قدیم را بشناسد، می ­تواند به موفقیت­ هایی در این زمینه دست پیدا کند. اما اگر شاعری استعداد نداشته باشد، ده­ ها سال هم در انجمن­ های ادبی مشغول به فعالیت شود و مطالعه کند نهایتا یک منتقد خوب می­شود البته همان هم استعداد و حسن نیت می­ خواهد. انجمن­ های ادبی به شاعر کمک می­ کنند که متوجه ایرادهای شعری خود شود و شاعری که بر ایرادهای شعری ­اش واقف است و ادبیات را می­ شناسد نیازی به مشارکت در انجمن­ های شعری ندارد.

-منظور شما از مشق شاعری چیست؟

: مشق شاعری بیشتر مختص شاعران نو ظهور است که تازه در مسیر ادبیات گام می گذارند و الگوهایی بر می­ گزینند و بر اساس شعر آنها می ­سرایند و با مضمون ها و سبک و فضای شاعران پیشکسوت به خلق شعر می­ پردازند و آنقدر تمرین می­ کنند تا طبعشان روان شود.

-آیا شده تجربیات خود را در قالب شعر بیاورید؟

: به ندرت از تجربیاتم نوشته ­ام، با این مسئله موافق نیستم، چون هر انسانی یک حریم خصوصی دارد.

-مضامین شعرهای شما بیشتر چیست؟

: ابتدای امر به مضمون­ های عاشقانه می­ پرداختم، اما سرودن از عشق زمینی هرگز روح من را اغنا نکرد، پس این شد که گام در فضاهای دیگر گذاشتم: اجتماعی، تعلیمی، دفاع مقدس، میهن پرستی و می شود گفت تمام فضاها و مضمون­ ها را امتحان کردم، و در نهایت به مضمون آیینی روی آوردم، احساس می­ کنم این مضمون متعلق به من است و گمشده­ای ست که با یافتنش قلب و روحم آرام گرفت. چون تاثیر شعرهای مذهبی ام را در دیگران به عینه مشاهده می کنم.

-رابطه آمنه نقدی­ پور با سیاست چگونه است ؟

: آمنه نقدی پور شاعریست که هرگز دغدغه سیاسی نداشته، ندارد و نخواهد داشت. هرگز سعی نکردم به مسائل سیاسی ورود کنم و معتقدم هرچیزی را باید به اهلش سپرد تا خدایی ناکرده قضاوت نادرستی شکل نگیرد. هرچند سیاست، هنر، فرهنگ، جامعه شناسی، اقتصاد، ادبیات و تمام عناصر سازنده ی یک جامعه رابطه تنگاتنگ دارند و از هم تاثیر می پذیرند. برای مثال : دو رهبر کبیر انقلاب اسلامی جناب آقای خامنه ای (قدس سره) و امام خمینی (ره) دو سیاستمدار شاعر هستند و این نشان دهنده ی ارتباط سیاست و هنر است.

-آیا علاقه دارید در محضر حضرت آیت الله خامنه ای شعرخوانی کنید؟

: این اتفاق به زودی خواهد افتاد، چون با تمام جان مشتاق آن لحظه ام.

-اولین شعری که سرودید چه بود؟

: شعری که برای پدر سرودم و در مجموعه ی "بید و مجنون" منتشر شد.

-چه زمانی فهمیدید شاعرید؟

: اولین بار خانواده ام به این مسئله پی بردند. یک خاطره از کودکی ام می گویم ، پنج سالم بود و دوستان زیادی داشتم گاهی پیش می آمد با برخی از دوستانم کل کل یا قهر کنیم و من در پاسخشان شعرهایی می گفتم که همه به خصوص خانواده ام تعجب می کردند که این شعرها از کجا آمده اند؟ وقتی آن دوبیتی ها را می سرودم احساس فراغت خاصی می کردم و با صدای بلند می خواندمشان و همه متحیر از اینکه این شعرهای بدیع و نا آشنا از کجا می آید و حظ می بردند، با مهارت خاصی تمام خصوصیات ظاهری دوستانم را در دوبیتی های طنزگونه و گاه نیش دار می گنجاندم نکته ی حائز اهمیت این است که آهنگین هم بودند، این موضوع یعنی اینکه آمنه نقدی پور از پنج سالگی هم شعر را می فهمیده و هم موسیقی را. ولی رسما در سن دوازده سالگی با خلق شعر "پدر" عنوان شاعر به من اعطا شد.

-کدام اصل و کدام ارزش اخلاقی در زندگی شما نقش برجسته دارد و آن را تایید می کنید؟

: صداقت، ایمان قلبی و عشق به عزیزانم

-معیار های شما برای ازدواج چیست؟

: اولین معیارم پاکیست و دیگر معیارها کاملا شخصی ست و قابل ذکر نیست.

-منظورتان از شخصی چیست؟

: به نظر من یک پسر نباید از ایده آل های دختر مورد علاقه اش مطلع باشد، چون ممکن است به آن صفات تظاهر کند، پس این مسئله در پرده بماند بهتر است.

- تا حالا عاشق شده اید؟

: خیر، عاشق نشده ام و عاشق نشدنم به ایده آل هایم مربوط می شود، تا کنون با انسانی که معیار های لازم برای پذیرش را داشته باشد مواجه نشده ام. به قول معروف: تا کنون نیمه ی گم شده ام را نیافته ام یا بهتر بگویم او مرا نیافته است.

-چه شد که حجاب و پوشش چادر را اختیار کردید؟

:احساس می کنم لطف و عنایت ویژه خداوند شامل حالم شد.

-برای ادامه تحصیلاتتان ادبیات را ادامه می دهید؟

:چون تصمیمی نگرفته ام در این باره چیزی نمی گویم، اما اساتیدم می گویند در رشته ای دیگر تحصیلاتم را ادامه دهم.

-آیا دوستانتان در زندگی هنری شما نقشی داشته اند ؟چه مثبت و چه منفی؟

: خیر، من شاعر بودنم را در روابطم دخیل نمی کنم و زندگی هنری من سوا از تمام روابطم است، بعضا پیش آمده با شخصی نزدیک به سه سال رابطه دوستانه داشته ام و او بعد از گذشت سه سال و نه از زبان خودم بلکه از طریق دیگر دوستانم متوجه این موضوع شده. اصلا علاقمند نیستم روی این مسئله مانور دهم.

-آیا صفت بدی هم در شما وجود دارد ؟

: فکر می کنم تنها صفت بدی که در من وجود داشته، که آن هم به گذشته مرتبط می شود این بوده که چادر نمی زدم یا نماز نمی خواندم یا اعتقاد محکمی نداشتم، اما لطف خداوند شامل حالم شد و حدود پنج سال است که با حجاب و نماز و ائمه انس و الفت گرفته ام و پیوندی ناگسستنی برقرار کرده ام.

-حرف آخر:

: افتخار می کنم که در کشوری اسلامی زندگی می کنم.

-ممنون از اینکه افتخار دادید و وقت ارزشمندتان را در اختیار ما گذاشتید با آرزوی درخشش های زیاد برای شما شاعر ارزشی کشور

: من هم از شما و همکارانتان تشکر می کنم که شرایط این مصاحبه را فراهم کردید.

موفق و مؤید باشید.

وب رسمی آمنه نقدی پور: http://hedyeyemahtab89.blogfa.com/

اینستاگرام آمنه نقدی پور:amaneh_naghdipoor

هواداران آمنه نقدی پور:havadaran.amaneh.naghdipoor

دانلود کتاب های آمنه نقدی پور: کتابناک

دانلود کتاب های آمنه نقدی پور: کتاب سبز

کتاب معراج خون : پورتال دانشگاه پیام نور